نام مقاله: شیخیه
مؤلف:
نوع: عمومي
تاریخ: یکشنبه 25 اردیبهشت 1391
دانلود مستقيم ()


-علی‌محمد- پس از بازگشت به بوشهر، در سال 1261 هجری، زمانی‌که هنوز از ادعای بابیت امام زمان پا را فراتر نگذاشته بود، به دستور والی فارس دستگیر و به شیراز فرستاده شد، و در آن شهر او را تنبیه نمودند. وی نزد امام‌جمعه آن شهر اظهار ندامت و پشیمانی نموده و بر فراز منبر در حضور عام اعلام کرد: «لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند. لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند»، سپس به مدت 6 ماه وی در منزل پدری‌اش تحت‌نظر بود، و بعد از آن به اصفهان و از آن‌جا به قلعه ماکو تبعید شد.(1)
وی در زمان زندانی بودنش در قلعه ماکو، با مریدانش مکاتبه و ملاقات می‌کرد، و از این‌که می‌شنید آن‌ها برای تبلیغ ادعای او می‌کوشند، به شوق می‌آمد و در همین حال سخنانی را با نام کلمات الهی به آن‌ها می‌گفت، همان‌طور که کتاب -بیان- را در همان قلعه نوشت.(2)
دولت محمد شاه قاجار برای آن‌که ارتباط او و مریدانش را قطع کند، در صفر 1264 هجری علی‌محمد را از ماکو به قلعه -چهریق- در نزدیکی ارومیه منتقل کرد.
-حاجی میرزا آغاسی-،(3) در اواخر سلطنت -محمد شاه-، دستور داد تا -علی‌محمد- را از قلعه چهریق به تبریز برده و در آن‌جا وی را در مجلسی با حضور -ناصرالدین میرزا-،(4) و چند تن از علما و روحانیون مورد پرسش قرار دهند.
-علی‌محمد- در آن مجلس آشکارا خود را امام زمان نامید، و زمانی‌که از او درباره بابیت، که پیش از این مدعی بود پرسیدند، آن را به -بابیت علم خداوند- تاویل کرد. سپس از او سوالاتی درباره مسائل دینی و فقهی شد، که از پاسخ فرو ماند.
از او سوال شد: «از معجزه و کرامات چه داری؟»
پاسخ داد: «اعجاز من در این است که برای عصای خود آیه نازل می‌کنم»، آنگاه شروع به خواندن این جملات کرد که: «بسم الله الرحمن الرحیم سبحان الله القدوس السبوح الذی خلق السموات و الارض کما خلق هذه العصا آیه‌ من آیاته»، ولی هنگام قرائت، اعراب کلمات را به روش -قاعده نحو- غلط خواند، زیرا -تاء- را در -السموات- مفتوح قرائت کرد، و زمانی که به او یادآور شدند که باید -مکسور- بخواند، -ضاد- را در -الارض- مکسور خواند.
-امیر اصلان‌خان- که در مجلس حضور داشت گفت: «اگر این قبیل فقرات، از جمله‌ی آیات شمرده می‌شود، من هم می‌توانم تلفیق کنم»، و گفت: «الحمدلله الذی خلق العصا کما خلق الصباح و المسا».(5)
پس از آشکار شدن دروغ -علی‌محمد- و نا‌توانی‌اش در قرائت عربی، و عجز او در اثبات ادعاهایش، ‌وی را چوب زده و تنبیه نمودند، سپس او از ادعاهای خویش تبری جست و اظهار پشیمانی نمود، و خطاب به ولیعهد، توبه‌نامه رسمی نوشت.
صورت توبه‌نامه -علی‌محمد- را یکی از مریدانش در کتاب خود، چنین آورده است:‌ «فداک روحی، الحمدلله کما هو اهله و مستحقه که ظهورات فضل و رحمت خود را در هر حال بر کافه عباد خود شامل گردانیده، فحمداً له ثم حمداً که مثل آن حضرت را یبنوع رأفت و رحمت خود فرموده که به ظهور عطوفتش عفو از بندگان و ستر بر مجرمان وترحم به داعیان فرموده. اشهد الله و من عنده که این بنده ضعیف را قصدی نیست که خلاف رضای خداوند عالم و اهل ولایت باشد. اگر چه بنفسه، وجودم ذنب صرف است، ولی چون قلبم موقن به توحید خداوند جل ذکره و به نبوت رسول او و ولایت اهل ولایت اوست، و لسان مقر بر کل ما انزل من عندالله است. امید رحمت او را دارم ومطلقا خلاف رضای حق را نخواسته‌ام، و اگر کلماتی که خلاف رضای او بود از قلم جاری شده، غرضم عصیان نبوده، و در هر حال مستغفر و تائب‌ام حضرت او را. و این بنده را مطلق علمی نیست که منوط به ادعایی باشد، و استغفرالله ربی و اتوب الیه من ان ینسب الی امر. و بعضی مناجات کلمات که از لسان جاری شده، دلیل بر هیچ امری نیست، و مدعی نیابت خاصه حضرت حجهالله علیه السلام را محض ادعا مبطل است، و این بنده را چنین ادعایی نبوده و نه ادعایی دیگر. مستدعی از الطاف حضرت شاهنشاهی و آن حضرت را چنان است که این دعاگو را به الطاف و عنایات سلطانی و رأفت و رحمت خود سرفراز فرمایند».(6)
بدین ترتیب -علی‌محمد- از ادعاهای خود بازگشت، ولی توبه او ‌صوری بود، چنان که پیش از این هم در شیراز، بر فراز منبر و در برابر مردم، نیابت و بابیت خود را انکار نمود، اما چیزی نگذشت که ادعایی بالاتر را به میان آورد، و صحبت از پیامبری و رسالت خویش نمود.
---------------------------------------------------------------------------------------------

1-اشراق خاوری: صفحه 141 .
2-یزدانی: صفحه 13 .
3-وزیر محمد شاه قاجار .
4-ولیعهد محمد شاه قاجار .
5-ظهور الحق: جلد 3، صفحه 14، تصویر نامه ناصرالدین میرزا به محمد شاه قاجار .
6-گلپایگانی: صفحه 204 و 205 .
First Page (1)    1  2  3  4  5